این سرزمین ماندن ندارد!!!  (داستان)


روزی شیری در دره ای خوابیده بود  و یک لاشه گوسفند هم جلویش بود که نصف آن را خورده بود و نصف دیگرش مانده بود.
روباهی از دور داشت می آمد که از لاشه بخورد!
شیر خودش را به خواب زد و پیش خودش گفت حالا که من خوردم و سیر شدم بگذار او هم بیاید و بخورد!
روباه برای اینکه مطمئن بشود او خواب است یک روده برداشت و به دست و پای  شیر بست!
آن وقت شروع کرد به خوردن!
خوب که سیر شد رفت!
شیر خواست حرکت کند اما آفتاب گرم روده ها را خشک و محکم کرده بود و هر چه کردنتوانست حرکت کند!
گفت رفتم ثواب کنم کباب شدم و همانطور خوابید تا موشی از سوراخ در آمد و شروع کرد به پاره کردن روده و بند
 بند روده را پاره کرد و رفت داخل سوراخش!
در این وقت شیر حرکت کرد که برود،یک شیر دیگر او را دید و گفت کجا میروی ؟
گفت می روم از این سرزمین دور شوم!
رفیق او پرسیدچرا ؟
شیر گفت جائی که روباه بیاید دست مرا ببندد و موشی دست مرا باز کند دیگر  این سرزمین ماندن ندارد !

مردی که فقط می خواست بگوید سیب )زندگی زیباست ای زیبا پسند (

زندگی زیباست ای زیبا پسند                                 زیبه اندیشان به زیبایی رسند     می خواست برود، ولی چیزی او را پایبند کرده بود. می خواست بماند، ولی چیزی او را به سوی خود می کشید. می خواست بنویسد، قلمی نداشت، می خواست بایستد؛ چیزی او را وادار به نشستن می کرد.می خواست بگوید، لبان خشکیده اش نمی گذاشتند. می خواست بخندد، تبسم در صورتش محو می شد. می خواست دست بزند و شادی کند، ولی دستانش یاری نمی دادند. می خواست نفس عمیقی بکشد و تمام اکسیژن های هوا را ببلعد، اما چیزی راه تنفسش را بسته بود. می خواست آواز سر دهد، ...
ادامه نوشته

داستان آموزنده ی کارگر سفیدکاری

سعی کنیم در هر زمان از حس اعتمادبخشی و رعایت حال دیگران غافل نشویم!   پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد. وقتی کارگر وارد منزل پیرزن شد، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای این زن و شوهر پیر سوخت. اما در مدتی که در آن خانه کار می کرد متوجه شد که پیرمرد انسانی بسیار شاد و خوش بین است. او در حین کار با پیرمرد صحبت می کرد و کم کم با او ارتباط دوستانه ای برقرار کرد. در این مدت او به معلولیت جسمی پیرمرد اشاره ای نکرد. پس ...
ادامه نوشته

داستان آموزنده ” چشمان خودت کو؟ “

داستان آموزنده " چشمان خودت کو؟ " همنشینی با بدان . . .             یکی از شاگردان شیوانا جوانی ساده و صادق بود که نسبت به همه اهل مدرسه خوشبین بود و سفره دل خود را نزد همه باز می‌کرد و هیچ‌کس را بد نمی‌دانست. همه شاگردان هم او را دوست داشتند و با او بیشتر از بقیه صمیمی بودند. روزی شیوانا دید که این شاگرد جوان و ساده با پسر کدخدا و چند نفر دیگر از جوان‌های شرور دهکده در بازار دهکده هم‌صحبت است. شیوانا او را صدا زد و گفت: وقتی با این افراد صحبت می‌کنی مواظب چشم‌هایت باش. شاگرد ساده‌دل مات و مبهوت به چهره شیوانا خیره شد و باحیرت گفت: من چشم‌هایم سر جایش هستند ...
ادامه نوشته

داستان آموزنده و جالب

داستان آموزنده و جالب دختر بچه ی لواشک فروش   تو شهر بازی یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!! نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا...اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم… بهش گفتم اسمت چیه…؟ فاطمه…بخر دیگه…! کلاس چندمی فاطمه…؟ میرم چهارم…اگه نمی خری برم.. می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم ...

ادامه نوشته

داستان کوتاه – چرا وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم

داستان کوتاه - چرا وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم
چرا وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم؟   استادى از شاگردانش پرسید : چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را ازدست می‌دهیم. استاد پرسید: اینکه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟ شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام استاد چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى ...
ادامه نوشته

زن زيبا

داشتن زن زیبا خیلی هم خوب نیست !!!

ادامه نوشته

فوائيد ميوه كيوي

کیوی گیاهی است از گروه گیاهان گلدار دولپه‌ای در راسته خلنگ‌سانان و رده کیویان. این گیاه بومی جنوب چین و میوه ملی جمهوری خلق چین است. میوه آن تخم مرغی شکل به اندازه یک تخم مرغ بزرگ (به طول ۵-۸ سانتیمتر و عرض ۴٫۵ – ۵٫۵ سانتیمتر) است و پوست آن قهوه‌ای رنگ و گوشت آن سبز کمرنگ است.

ادامه نوشته

تبريك به دوستان

امیدوارم با جمع کردن هفت سین نوروزی
قرآنش نگهدارتان ، آینه اش روشنایی زندگیتان
سکه اش برکت عمرتان ، سبزیش طراوت و شادابی دلتان
ماهی اش شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد .
سیزده بدر مبارک . . .

خدایا از تو می خواهیم ما را در پناه خود جاي ده و نگهدارمان باش.

خدایا از تو می خواهیم ما را در پناه خود جاي ده و نگهدارمان باش. همواره راهنماي ما باش تا به سويت راه يابيم، زيرا آنكس كه در پناه تو باشد به سلامت ماند، و آنكه تو راهنمايش باشي آگاه شود و آنكس كه تو نزديكش كني بهره‌مند است.
اي آنكه گنجينه‌هاي رحمت بي انتهايش فنا پذير نيست، ما را از رحمت واسعه‌ات برخوردار ساز، اي آنكه ديده‌ها تاب ديدن جمالش را ندارند، ما را به ملكوت خويش نزديك فرما، اي آنكه شكوه شكوه مندان در برابرش كوچك گردد، بر ما آبرو عطا كن، اي آنكه همه رازها نزدش ظاهر و هويدا است ما را نزد خود رسوا مفرما.
پروردگارا به موهبت وجود و كرم بي حدت ما را از عطاي اهل جود و كرم بي نياز گردان و از وحشت و هراس آنكه خلق از ما بريدند ما را به عطا و احسان خود كفايت فرما تا آنكه ما به بذل و عطاي تو به عطاي احدي راغب نباشيم و با وجود انس با تو از فراغ احدي متحوش نشويم.
بار الها تقدير و تدبيرت را به سود ما ونه به زيان ما بگردان و چاره انديشي را در جهت صلاح ما قرار ده رو به ما آور و از ما رو برمگردان.
خدايا فتنه‌هاي روزگار را از ما دور كن و ما را از دام هاي شيطان و چنگال ستم حكمرانان در امان دار.
بار الها تنها به كمك نيروي تو مي‌توان از خطرات در امان بود. پس در امانمان بدار و دستهاي بخشنده به بركت عطايت مي‌بخشند. پس به ما از فضل و كرمت عطا.
خداوندا، آنرا كه دوست باشي هرگز از متاركه خلق زيان نبرد و آنكس را كه تو انعام نمايي باكي از حرمان ديگران ندارد و آنرا كه تو راهبر باشي كس نتواند گمراه كند، پس ما را در سايۀ عزّت خويش از اظهار حاجت نزد بندگانت منع فرما و به كرمت ما را از ديگران بي‌نياز فرما و ما را در مسير حق راهنمايي كن.
بار الها سلامت دلهاي مان را در عظمتت قرار ده، (اوقات ) و فراغت بدن ما را به كار شكر نعمت و سپاسگذاري خود بدار ، و طلاقت زبان و نطق و بيان ما را به وصف نعم و احسان خويش گويا گردان.

 

پروردگارا تو را شکر می کنم

پروردگارا تو را شکر می کنم

برای تمام نعماتی که امسال به من ارزانی داشتی
برای تمام روزهای افتابی و برای تمام روزهای غمگین ابری و بارانی.
برای غروبهای ارام وشبهای تاریک و طولانی
تو را شکر میگویم برای سلامتی و بیماری
برای غمها وشادیهایی که امسال به من عطا کردی.
خدایا شکرت برای تمام لبخندهای محبت بار ، دستان یاری رسان ، برای همه ان عشق و محبت و چیزهای شگفت انگیزی که دریافت کردم.
شکر برای تمام گلها و ستارگان ، برای دوستان وعزیزانی که دوستم دارندو دوستشان دارم.
خدایا تو را شکر میگویم برای تنهاییم ، برای شغلم ، برای مسائل و مشکلاتم ، برای تردیدها و اشکهایم ، چرا که همه اینها مرا به تو نزدیکتر کرد.
تو را شکر می گویم برای تداوم حیاتم ، برای اینکه سرپناهی در اختیارم نهاده ای ، برای غذایم و برای براورده کردن تمام نیازم.
فقط تو میدانی که در آینده چه چیزی در انتظارمن است.
پروردگارا همان را میخواهم.که تو برایم خواسته ای.
تنها از تو میخواهم،آنقدر به من ایمان عطا کنی تا در هر انچه بر سر راهم قرار میدهی تو را ببینم و خواستت را.
انقدر امید و شجاعت تا نومید نشوم و آنقدر عشق و محبت ... هر روز بیش از روز قبل ، عشق نسبت به خودت و انان که در اطرافم هستند.
پروردگارا ، به من بردباری ، فروتنی ، و تسلیم و رضا عنایت فرما ، خدایا مرا آن ده که مرا ان به ، و آنچه را که نمیدانم چگونه از تو بخواهم.
پروردگارا ، به من قلبی فرمانبردار، گوشی شنوا ، ذهنی هوشیار ، و دستانی ساعی عنایت فرما تا بتوانم تسلیم رضایت گردم و آنچه را که به کمال برایم خواسته ای بر دیده منت بپذیرم.
خدایا ، بر تمام عزیزانم برکت و بهروزی و سلامت عطافرما و صلح و دوستی و ارامش بر قلوب انسانها حاکم گردان.
آمین یا رب العالمین
 

 

به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن ، تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند